بابا صفرى

363

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

چنان مقام و منزلتى در جامعهء آن روز اردبيل داشت . در مورد زيرنويس صفحهء 390 هم ، كه در آنجا مرحوم حاج حاجى آقا فهيمى تبعهء روس نوشته شده است ، شخص مطلعى ميگفت كه او تبعهء روس نبود النهايه چون در زندگى روزمره در خانهء خود مثل اروپائيان از ميز و صندلى استفاده مينمود از آنرو او را « اوروس حاجى آقا » ميگفتند . يادآوريهاى اصلاحى از آقاى نجات : آقاى حاج على نجات فرزند ارشد شادروان حاج محمد حسين حبيب الهى است . او بمقتضاى سن و اطلاعات و مطالعات شخصى دربارهء تاريخ ، بويژه مشروطيت اردبيل صاحب‌نظر است و بر اين مبنى نكاتى را در باب جلد اول اين كتاب ضمن نامه‌اى براى مؤلف يادآورى كرده است : 1 - در اطراف رود ارس و اردبيل دوازده محل از شهر و قريه بوده است كه بنامهاى فروردين تا اسفند خوانده ميشدند . قريهء شهريور از جملهء آنهاست كه كنون نيز باقى است و بدان نام ناميده مىشود . 2 - دخمهء مادر زردشت در قريهء « گنزق » در سه فرسخى اردبيل و بر سر راه سرعين الآن هم هست . 3 - در صفحهء 15 كتاب ، « بهمن دز » در بالاى كوه سبلان قلمداد شده غير از آن « روئين دژ » هم هست . محلش در جادهء مشگين نرسيده به « دوجاخ » پشت‌سر قريهء « قوناخ قران » ، دامنهء كوه الآن هم آثار قلعه كاملا باقى است . غير از اين دژها در كوههاى « كور عباس » از قراء يورتچى دژ ديگرى هست كه از دوران قديم باقيمانده است و امروزه مردم آن را « بوينى يوغون » ميخوانند . 4 - خرم دينان ( صفحهء 32 ) از قلعه‌اى بنام « مشكو » در شمال غربى بر زند خروج كرده‌اند . 5 - علاوه بر شمس الدين آقميونى و شمس الدين كاسه‌گر ( صفحهء 115 ) ، عارف ديگرى بنام شمس اردبيلى بوده و ديوان عالى و بزرگ شعرى هم داشته است . وصيت كرده بود كه ديوان او را چاپ و منتشر كنند . پريشانى خانواده‌اش اجراى اين نظر را ميسر نساخته و ديوان به همان نحو از اولادى به اولاد ديگر رسيده و سرانجام چون در